یارو داشته گریه میکرده براش دستمال کاغذی میارن که اشکاشو پاک کنه
میگه : نه .. نه!!! دستمال نیخوم ، سیم نوار بهداشتی بیارین ایخام خین گریه کونوم !!!
.
.
.
معلم به دانش آموزان میگه :
الف = ب
ب = ج
پس : الف = ج
دانش آموز میگه:
من شما را دوست دارم.
شما دخترتان را دوست دارید.
پس من دخترتان را دوست دارم.
.
.
.
قانون بیست و هفتم نیوتن: وقتی میری دستشویی، منتظر جاذبه زمین نباش، زور بزن!
.
.
.
دختره داشته بافتنی میبافته، یه بوی بدی هم میومده…
بهش میگن: این بوی بد مال چیه؟
جواب میده: مامانم گفته یکی از زیر، یکی از رو، یکی ول کن!!!
.
.
.
به یارو میگن یه واحد کوچیکتر از مثقال نام ببر. میگه چس مثقال!
.
.
.
سه تا زن بستنی می خورن .
یکی لیس می زنه.
یکی هم گاز می زنه .
یکی هم می مکه.
کدومشون شوهر دارن ؟
نه بی ادب اونی که حلقه دستشه !!!!
.
.
.
بلافاصله بعد از اینکه زن پیتر از زیر دوش حمام بیرون اومد پیتر وارد حمام شد… همون موقع زنگ در خونه به صدا در اومد… زن پیتر یه حوله دور خودش پیچید و رفت تا در رو باز کنه… همسایه شون -رابرت- پشت در ایستاده بود… تا رابرت زن پیتر رو دید گفت: همین الان ۱۰۰۰ دلار بهت میدم اگه اون حوله رو بندازی زمین!… بعد از چند لحظه تفکر ، زن پیتر حوله رو میندازه و رابرت چند ثانیه تماشا می کنه و ۱۰۰۰ دلار به زن پیتر میده و میره… زن دوباره حوله رو دور خودش پیچید و به حمام برگشت… پیتر پرسید: کی بود زنگ زد؟ زن جواب داد: رابرت همسایه مون بود… پیتر گفت: خوبه… چیزی در مورد ۱۰۰۰ دلاری که به من بدهکار بود گفت؟!
.
.
.
یارو زنش رو طلاق میده همه بهش میگن : بابا , طلا خانوم که زن خوبی بود چرا طلاقش دادی ؟ یارو با عصبانیت میگه غلط کرده . تازه فهمیدم که چقدر عوضی بود . دیروز بازار بودم همه میگفتن : طلا کشیده پائین
.
.
.
joke